تبليغاتX
جلال حجتي فهيم

جلال حجتي فهيم

شعر ,شعر نو و شعر كلاسيك

خدمت همه ی دوستان وبازدید کنندگان سال جدید را تبریک عرض کرده و آرزوی روزگاری سرشار از طراوت را برای همگی خواستارم

سنگها

در دوسوي جاده

 سنگها

آرام و بي صدا

بي قرار گزينش دستهايت

تا كداميك

چون روحم

فاصله اي دورتر را

 تجربه خواهد كرد.

سنگهايي كه متمادي روزگاران

بي قرار  دستان رهگذري مهربان

روياي پرواز را هجي كرده اند

نه زخم بر تن پرنده

آنسان كه من

 از دستهايت

با هر چه نياز ....

 پرواز را طلب كرده ام

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 0:14  توسط جلال حجتي فهيم  | 

و اينك ترانه اي ...تقديم به دوست گراميم شروين سهرابيان به ياد صداي گرمش و لحظات شيرين خاطراتمان

 

اوج نگاه

 

اوج نگاه چشم من منتظر ديدن تو

قلب بخون نشسته ام تشنه ي بوئيدن تو

آمده اي كه با وفا قلب مرا صفا دهي

كه تا ابد براي من عاشق و همصدا شوي

شكوفه هاي شعر من از تو چنين شكفته اند

روي دل شكسته ام نام تو را نوشته اند

ستاره اي و بي غروب به روزگار بي فروغ

به شهر چشم من بگو كه مرده نيرنگ و دروغ

صداي ماندگار تو حس بلوغ عاطفه

بودن تو كنار من مرگ سكوت و فاصله

تجسم صورت تو تبلور خاطره ها

گفت و شنود قلب ما،فراتر از رابطه ها

 گمشده ام درون خود مرا درون من بياب

راه عبور من بشو در اين كوير پر سراب

مرا نشان من بده ،كه آينه شكسته است

دوباره گرد و خاك غم رو تن ما نشسته است

هميشه توي خاطرم تو معني محبتي

براي اين خسته ترين بزرگ و بي نهايتي

نام تو رو  لباي من قصه ي آخرين كسه

اون كه نبود و رفتنش معني مرگ نفسه

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 0:13  توسط جلال حجتي فهيم  |