تبليغاتX
جلال حجتي فهيم

جلال حجتي فهيم

شعر ,شعر نو و شعر كلاسيك

پنجه ها بر ساز

بخار قهوه

ساعت مه گرفته ي گذشته از ديدار

صداي همهمه ي جفتهاي سردرگم

سقوط ناگزير برف

صندلي خالي برابرم

.................................

از اين همه

تنها نتيجه اي كه مي توان گرفت

هيچ  است

 نبود تو

 و ....

 مرگ ديدار ست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 22:59  توسط جلال حجتي فهيم  |