تبليغاتX
جلال حجتي فهيم

جلال حجتي فهيم

شعر ,شعر نو و شعر كلاسيك

در کنج فراموش خانه ی ذهنت
آری هنوز هم
آواز غمگین خویش را تکرار می کنم
بی چشمداشت بوسه ای
نوازش چشمهایت را بی قرار
به انتظار نشسته ام
و در زمزمه یلبهایم این نام توست
 که هزار گونه
آرام
چون رقص باد در شب مهتاب
چون نرم ریز  برف
یا مرگ کوچک یک حرف
در کوچه  های وداع و فراق
فریاد می شود
آری هنورزهم
تا آخرین لحظه ی هر سال
چشم بر آستانه ی در
لحظه دیدارت را
پیش از حضور تو در آغوش می کشم
و هر سال را
 تنها
با این بهانه شیرین،
که شاید
این سال
قاصد لحظه ی موعود باشد آغاز می کنم
آری هنوز هم
آری هنوزهم
بوسه های اشک آلود را
نادیده نثار قدوم یار می کنم


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 11:13  توسط جلال حجتي فهيم  |